بیست و دو
1- سال نوی همه تان مبارک!
2- بعضی وفت ها هم این طوری می شود،خوب عیب ندارد.
3- به نظرتان عیبی داشت که به جای سنبل در سفره هفت سین، سرنتی پیتی می گذاشتند؟
4- احساس عجیبی دارم، آن قدر که برای خودم هم مبهم است کمابیش، حدود سه ساعت به تحویل سال مانده، و من هنوز هم در خودم شوقی نمی بینم، چه برای نوروز، چه برای عیدی ( بماند که احتمالا دیگر کسی به من نمی دهد، ولی خدا را شکر باز خوب است کسی هم نمی خواهد!!) و دید و بازدید و لباس و کفش نو و قس علی هذا...
5- می شود گفت بهترین فیلمی که تا به حال دیده ام سینما پارادیزو است. اگر ندیده اید حتما ببینید، با این دفعه که امروز دیدم شد 5 بار!! شاید احساسم در بند چهارم بی شباهت به حوالی دقیقه 90 فیلم نباشد...
6- یکی می گفت این وبلاگت باید به درد بخوره یا نه؟ دیدم خدا وکیلی راست می گوید، روی همین حساب نشستم، فکر کردم، به سه نفر اولی که برای این پستم کامنت بگذارند به رسم یاد بود عیدی خواهم داد!! مشروط بر این که کامنتشان تبریک سال نو و "چه وبلاگ خوبی داری، به من هم سر بزن" نباشد. ضمنا فعلا نظراتتان مخفی می ماند پیش من تا نتیجه اش تابلو نشود!!
7- هاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای!
8- صبا به تهنیت پیر می فروش آمد
که موسم طرب و عیش و ناز و نوش آمد
هوا مسیح نفس گشت و باد نافه گشای
درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد
9- سال نوی همه تان مبارک!